مضامین و ساختارهای تعلیمی و اخلاقی در منشورهای دیوانی با تکیه بر عتبة الکتبة، التوسّل الی الترسّل، دستور دبیری و دستورالکاتب

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

یکی از اقسام مهم و در عین حال مورد توجه نویسندگان برجستۀ درباری، نثر منشیانۀ دیوانی است. این گونه نثر از قرن پنجم قمری در قالب آثار مانند تاریخ بیهقی، سیاستنامه، قابوسنامه و... آغاز می‌شود و در قرن ششم با نمونه‌های اعلایی چون عتبة الکتبةو التوسّل الی الترسّل به قوام و نضج می‌انجامد. آثار ترسّل و انشا از جهات گوناگون سیاسی، تاریخی، اجتماعی و ادبی ارزش فراوان دارند. از حیطه‌های کمتر بررسی‌شده در متون مزبور، جنبۀ تعلیمی و اخلاقی برجستۀ حاکم بر روح متن است که در جزءجزء ساختار بیانی نوشتار دیده می‌شود. دبیران که وظیفۀ نگارش مکتوبات دیوانی را به عهده داشتند، بنا به سابقۀ فکری اسلامی و اخلاقی، در ضمن نامه‌ها نیز به ذکر مبانی تعلیمی و اخلاقی مبادرت می‌کردند. در میان اقسام مختلف مکتوبات دیوانی، منشورها و فرمان‌های گماشتن افراد نیز از بابت ساختارهای به‌کاررفته و هم از جهت تعدد و تنوع مضامین اخلاقی و تعلیمی جایگاه ویژه‌ای دارند. بررسی تعلیمی مناشیر در آثار مورد بحث این نوشتار، نشان‌دهندۀ آن است که دبیران توصیه‌های دیوانی را در خطاب به سه گروه سلاطین، افراد منصوب‌شده و جامعۀ تحت امر تدوین نموده‌اند. مهم‌ترین توصیه به شاهان، اقامۀ مبانی اسلام و دادپیشگی است و به منصوبان، رعایت عدل و داد و حسن خلق با مردم و به زیردستان، توصیه به اطاعت و انقیاد است. توصیه‌ها گاه صرفاً اخلاقیات را تأکید کرده‌اند و در مواردی هم نوعی مبانی تعلیمی و آموزشی را بیان کرده‌اند که اقامۀ آن‌ها در جهت بهبود سیرت و صورت سلطان و منصوبان مؤثر واقع می‌شود. نگارنده در پژوهش حاضر با شیوۀ تحلیلی‌توصیفی و از زاویۀ ادب تعلیمی مناشیر و احکام دیوانی را بررسیده است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

.

نویسنده [English]

  • . .
.

1. استخری، پروین (۱۳۷۷)، «اخلاقیات، علم تدبیر زندگی»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شمارۀ ۱۲۸، ۳۲ـ۳۳.

2. افراسیاب‌پور، علی‌اکبر (1391)، «فضیلت صبر در ادبیات تعلیمی»، پژوهشنامه ادبیات تعلیمی، شمارۀ 16، 103ـ۱۳۰.

3. بدیع جوینی، علی بن احمد منتجب‌الدین (1384)، عتبة الکتبة، تصحیح محمد قزوینی و عباس اقبال آشتیانی، تهران: اساطیر.

4. بهاءالدین محمد بغدادی، محمد بن مؤید (1385)، التوسّل الی التّرسل، تصحیح احمد بهمنیار، تهران: اساطیر.

5. تکمیل همایون، ناصر (۱۳۸۳)، «اندرزنامه‌نویسی ایرانی»، حافظ، شمارۀ ۴، ۴۱ـ۴۸‌.

6. خواجه نصیر طوسی (1386)، اخلاق ناصری، تصحیح عزیزالله علیزاده، تهران: فردوس.

7. خوئینی، عصمت، و سجاد رحمتیان (1394)، «بررسی زمینه و منشأ اندرزهای شاهنامه»، متن‌شناسی ادب فارسی، شمارۀ 25، 115ـ135.

8. رضی، احمد (1391)، «کارکردهای تعلیمی ادبیات فارسی»، پژوهشنامه ادبیات تعلیمی، شمارۀ 15، 97ـ120).

9. ریاحی زمین، زهرا (1385)، «عتبة الکتبة و منتخب‌الدین بدیع جوینی»، رشد آموزش زبان و ادب فارسی، شمارۀ 80، 4ـ7.

10. شمس منشی، محمد بن هندوشاه (1964)، دستور الکاتب فی تعیین‌ المراتب، تصحیح عبدالکریم علی اوغلی علی‌زاده، جلد 1، مسکو: آکادمی علوم اتحاد شوروی، انستیتوی ملل آسیا، سلسله آثار ادبی ملل خاور، متون سری بزرگ؛ ‎۹.

11. عبدالهی، منیژه (1391)، «یکسونگری در ادبیات تعلیمی و پندنامه‌های فارسی»، پژوهشنامه ادبیات تعلیمی، شمارۀ 13، 87ـ110.

12. فرشیدورد، خسرو (1358)، «انواع ادبی در اروپا و ایران: پژوهشی در نقد تطبیقی و مقایسه‌ای»، مجلۀ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شمارۀ 99 و 100، 42ـ69.

13. محمودی، مریم (1393)، «کارکردهای حکمی‌اخلاقی کتاب التوسل الی الترسل»، پژوهشنامه ادبیات تعلیمی، شمارۀ 22، 149ـ۱۷۰.

14. مرادی، فاطمه (1391)، «بررسی بینش‌های تربیتی‌اخلاقی، سیاسی، دینی و مدیریتی فرامین و مناشیر عتبة الکتبة، ششمین همایش پژوهش‌های ادبی.

15. میهنی، عبدالخالق (1375)، دستور دبیری، تصحیح سید علی رضوی بهابادی، یزد: بهاباد.

16. واحد، اسدالله (1389)، «کتابت مکاتیب دیوانی و آداب آن در عهد سلجوقی»، تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام، شمارۀ 1، 161ـ181.

17. هوشنگی، حسین (1390)، «از مدینه فاضله تا سیاست‌های مدن: انتقال از اخلاق مدنی به اخلاق فردی در سیر تفکر فلسفی اسلامی با تأکید بر جایگاه شیخ الرئیس»، دو ماهنامهسورۀ اندیشه، شمارۀ 50ـ51، 180ـ۱۸۴.