تأملی در ساختار و محتوای رمان کوری

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسنده

 - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

چکیده

 
رمان « کوری» مشهورترین اثر خوزه ساراماگو، نویسنده نامدار پرتغالی است. این اثر که در حوزة رئالیسم جادویی نگاشته شده، داستان مردمان شهری است که بیشتر آنها در فاصله زمانی کوتاه کور می شوند، بدون اینکه از پیش علت خاصی برای کوری آنها شناخته شده باشد. این نوع کوری مثل فرو رفتن انسان است در یک حوض شیر؛ کوری سفید. نویسنده می خواهد با تمثیل کوری سفید، کوری باطنی آدمیان را گوشزد نماید، دوری بشر از بصیرت باطنی و شعور وجدانی.
به نظر می رسد منظور ساراماگو از کوری سفید، نور سفید تکنولوژی و دانش تجربی است که انسان را از تعقل و تعمق دربارة حقیقت زندگی، معنای انسانیت و ارزشهای اخلاقی دور کرده است. به نظر نویسنده، بانویی بصیر و آگاه در این داستان با چشمهای بینای خود در میان کورها زندگی و آنها را راهنمایی می کند. این نشان گرایش نویسنده به نقش زن و تأثیر متعالی و فرا غریزی فمینیسم است.
رمان کوری از سویی به داستان تمثیلی فیل در خانة هندوان شبیه است. مولانا در آن داستان می کوشد تا نشان دهد توجه انسان از طریق حواس و علوم تجربی به بخشی از حقیقت، موجب غفلت او از بخشهای دیگر حقیقت می شود و به دنبال آن، مغالطة جزء و کل صورت می پذیرد. ساراماگو با داستان کوری نشان می دهد که چگونه آدمیان می‌توانند به آسانی بصیرت باطنی خود را از دست دهند و چون حیوانات کور در ذلّت و پلیدی فرو روند و اگر راهنمایی بصیر و دانا نداشته باشند و از شخصیتهایی فداکار برخوردار نشوند، در حیرت و نیهیلیسم (پوچ‌گرایی) مدرن فرو می روند و از زندگی با کیفیت باز می مانند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Reflection on structure and content of novel "Blindness"

نویسنده [English]

  • mohammad reza nasre esfahani
* Assistant professor of the Persian language and literature, Esfahan University
چکیده [English]

The novel "blindness" which has been written in the domain of magic realism is the most famous novel of Jose Saramago, who is a well-known Portuguese author. It is the story of people who go blind in a city in a short period of time without any specific reason. This kind of blindness looks like diving into a pool full of milk or White blindness. The author makes use of the allegory of white blindness to show the blindness of human conscience. It seems that the blindness in Saramago’s novel is the high technology that has taken away human insight from thinking deeply about the truth of the life, humanitarian principals, and moral values. According to author a lady in the novel who is living among blind people is the only conscious person in the story. This character may show the feministic personality of the author and the important role that women are playing in the society. The novel blindness looks like the story of ‘elephant in the house of Hindus’ written by Mollavi. In this story the elephant is the symbol of materialistic world which represents a very small part of the truth. Attention to this part neglects human beings from other facts in the world. Saramgo in his novel has tired to show that human beings without an aware person may go astray and transformed into beasts; therefore, human society without acknowledgeable and devoted characters will dive into modern Nihilism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Saramago
  • allegory
  • blindness
  • symbology
  • Mysticism
  • inner guidance

 

1- اسندکر، جرج .( 1385). « دو یادداشت بر کوری» ترجمة علیرضا پردانا، روزنامه اعتماد، چهارشنبه 27 دی ماه.

2- ارزان پور، سیامک .( 1384). « کوری»، آفتاب، ماهنامة دانشجویان دانشگاه واترلو، سال اول، ش 6، بهمن و اسفند. (www. Aftab. Ir)

3- افراسیاب پور، علی اکبر .( 1385). « تحلیل عرفانی از رمان کوری»،مجله اینترنتی فصل نو، شنبه 31 تیر. (http://www.Fasleno.com)

4- باختین، میخاییل .( 1387). « تخیل مکالمه ای »، جستارهایی دربارة رمان، ترجمه رویا پورآذر، تهران: نشر نی.

5- بهرامیان، محمد حسین .(1388). « نکاتی در باب کوری ساراماگو » وب سایت شخصی [ دسترسی 20 شهریور 1388]. (http:// savapoem. Persiangig.ir)

6- بهمنی، مهرداد .(بی‌تا). « نمایش اضمحلال اخلاقیات در سایه ستیز با مردان» نقدی بر نمایش کوری، منیژه محامدی، تالار اصلی شهر تهران، 5 مهرماه.

7- تدینی، منصوره .( 1388). پسامدرنیسم در ادبیات داستانی ایران، تهران: نشرعلم.

8- دادجو، دُره .(1379). « کوری سفید»، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، سال چهارم، شماره دوم، آذر.

9- جواری، محمد حسین و کندول، احمد حمیدی .(1386).« مقاله سیر نظریه های ادبی معطوف به خواننده در قرن بیستم». مجله ادب پژوهی، فصلنامه تخصصی دانشگاه گیلان، گیلان: انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی.

10- ساراماگو، ژوزه .(1379). کوری، ترجمة مینو مشیری، تهران: علمی.

11___________ .(1381). کوری، ترجمة اسدالله امرایی، تهران: نشر مروارید.

12- شوشتری،منصوره .(1378). « رئالیسم جادویی، واقعیت خیال انگیز! آغاز رئالیسم جادویی » فصلنامه هنر، ش 75، بهار.

13- صفری، رضا .( 1387). « کوری سزای همه کسانی است که نمی بینند»، وب سایت پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی [ دسترسی 15 تیرماه، 1387] (http:// www.Icari.Ir)

14- گفتگوی لوموند با ژوزه سارماگو .(1385). ترجمة سعید کمالی دهقان، روزنامه اعتماد، 11 آذر [ دسترسی 8 مهر 1387].

15- مولانا، جلال الدین محمد بلخی .(1375). مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسن، جلد سوم، تهران: توس.

16- مینوی خرد .(1385). ترجمة احمد تفضلی، به کوشش ژاله آموزگار- مهرداد بهار، تهران: توس، چاپ چهارم.

17- یزدانجو پیام .(1381). پسا ساختارگرایی در مطالعات ادبی، از دریدا تا لیوتار، تدوین و ترجمه، نشر مرکز.

18- یزدانجو پیام .( 1387). ادبیات پسامدرن، مقالاتی از لری مک کافری و دیگران، تدوین و ترجمه، تهران: نشر مرکز.